خلاقیت و نوآوری
راهکارهای توسعه کارتیمی
خلق آینده مطلوب

صفحه بلاگ

اخبار جدید و بلاگ ما
  • 05 تیر
    آینده را نباید پیش بینی کرد بلکه باید ساخت

    آینده را نباید پیش بینی کرد بلکه باید ساخت

     


    نویسنده: کامران فرنیان همدانی از گروه پژوهشی و آموزشی فرآمد
    این روزها ذهن مدیرانی که دغدغه فردا را دارند انباشته از پرسش هایی از این قبیل است:آیا مواردی چون رکود اقتصادی و کاهش تقاضا دلیل اصلی شکست و مرگ بسیاری از سازمانها در قرن حاضر است؟ آیا به راستی حفظ و توسعه  سازمانها در راستای نیل به اهداف در شرایط فعلی کار دشواری است ؟ اگر چنین است، تکلیف سازمانهای موفق،حتی نو بنیان، در این شرایط چیست؟ آیا آنها با این چالشها روبرو نیستند؟
    یکی از مهم ترین و دشوار ترین چالشهای مدیران از ابتدا تا کنون به موفقیت رسانیدن سازمانهایشان با کمترین زمان و هزینه بوده است. به رغم پیشرفت دانش بشری، در کلیه زمینه ها از جمله تکنولوژی و ارتباطات، این چالش در قرن حاضر، نه تنها آسانتر نشده بلکه با تبدیل کره خاکی به دهکده جهانی، پیچیده تر نیز گشته است.
    امروزه عوامل بیرونی(محیطی) به دلایلی از قبیل رقابتی شدن فضای کسب و کار، سرعت بالای گردش اطاعات و تولید علم بیش از پیش بر سازمانها و دستیابی به اهدافشان تاثیر گذار شده اند و  از آنجایکه رفتار  این عوامل بر هر سازمان محاط است لذا کنترل و ایجاد تغییرات دلخواه در بازخوردهای آنها  از قدرت سازمان خارج است. در نتیجه برای دستیابی به اهداف، تغییر در رفتار،نگرش و باورهای سازمانی امری بسیار ضروری به نظر می رسد.      
    از مشخصه های بارز و غیر قابل انکار عصری که ما در آن زندگی می کنیم سرعت زیاد تغییرات و تولید دانش است. تغییراتی که حتی مفاهیم بعضی لغات ساده چون "با سوادی و بی سوادی" را درنوردیده است.  به قول آلوین تافلر " بی سواد درقرن بیست و یکم فردی نیست که توانایی خواندن و نوشتن ندارد؛ بلکه فردی است که  نمی تواند بیا موزد ، آموخته های قبلی را فراموش کند وآن را با آموزه های جدید جایگزین نماید"1.
    سازمان نیز از جمله مفاهیمی است که در قرن حاضر از تغییرات کم نصیب نبوده است،تغییرات مکرر در ساختار سازمان ها گواه این امر است. در اکثر مواقع صرفا تغییرات ساختار سازمان، مدیران را به سرمنزل مقصود نمی رساند،نگرش بیشتر مدیران به سازمان نگرشی است که در آن عامل اصلی ماهیت وجودیش،" انسان"،  به طور ناخودآگاه نادیده گرفته می شود. با مثالی از  کتاب " باز آفرینی استراتژی"2  به شرح زیر، مطلب واضح تر خواهد شد.

    " از یک بچه پنج ساله بخواهید خانه ای نقاشی کند . خواه از خانواده فقیر باشد یا غنی ، خواه در خانه های پناهندگان گلاسکو متولد شده باشد خواه در قصرهای افسانه ای، نتیجه تقربیا همیشه یکسان است . یک جعبه خنده دار کوچک با سقف شیب دار ، دود کش ، دروازه وسط ، پنجره ای در هر دوطرف طبقه پایین و تقریباً دو پنجره قرینه بالای آنها برای طبقه بالا.
    همین ایده را میتوان در باره درک ما از سازمان هم به کار برد.( البته نه درباره کودکان – ظاهراً درک ما از" سازمان " در مقایسه با "خانه" بیشتر ناشی از " یادگیری" است تا" بنیادی").
    پیکشنری(Pictionary)، یک بازی تصویری که در دهه های 1980 و 1990 رایج بود نیز راه خوبی است که نشان می دهد یادگیری های تاریخی چگونه در ذهن ما باقی می مانند . موضوع بازی کشیدن شیئی است بدون به کار بردن کلمه که فرد یا گروه مقابل شما باید به سرعت آن را تشخیص بدهد . سعی کنید" یک سازمان" را به شکلی بکشید که همکاران شما ، همکلاسی هاتان  دوستان یا اعضای خانواده بتوانند بلادرنگ حدس بزنند که چه چیزی را می خواهید نشان بدهید . علی رغم اینکه ما فکر می کنیم که در دنیای انسانی ، مهربان و در عصر مابعد بوروکراسی زندگی می کنیم ،هنوز سریع ترین راه برای اینکه مردم بفهمند منظور ما "سازمان" است کشیدن چیزی شبیه سلسله مراتب مثلثی متشکل از جعبه ها و خط هاست .
    با این وجود، به نظر می آید به دلیل پیشینه های متفاوت، تفاوت هایی وجود دارد . چند سال پیش ، که من به طور همزمان در دوره کارشناسی بازرگانی و تاریخ باستان( هنر) درس می دادم، به هر کدام از دانشجویان هر کلاس یک برگ کاغذ سفید دادم و از آنها خواستم بدون بیان کلمه ای "یک سازمان "را ترسیم کنند. در حالیکه بیشترین آنها از هر دو کلاس سازمان را بر حسب مثلثی از جعبه ها و خط ها و بدون کوچکترین ارجاع مستقیمی به آدمها ( حتی نه به صورت یک مترسک )، نشان دادند ،درصد دانشجویان هنر در این میان به طور قابل توجهی کمتر بود ( دانشجویان بازرگانی =73/49 یا 67 درصد: دانشجویان هنر 33/18 یا 55 درصد). بقیه دانشجویان ،24 نفر از بازرگانی و 15 نفر از هنر، آدم هایی را کشیدندکه در حال تعامل با هم بودند یا "نمودار جریان" رسم کردند. بعضی ها حتی خانه های کوچک شبیه جعبه کشیدند.
    1-    چرا هنوز بیشتر مردم وقتی به سازمان فکر می کنند آن را به شکل جعبه ها و خط ها تصور می کنند؟
    2-    فکر می کنید چرا دانشجویان هنر سازمان را کمتر به شکل مثلث می بینند؟
    3-    چگونه نگرش جعبه ها و خط ها درباره سازمان می تواند بر تصور ما از استراتژی تاثیر بگذارد؟ مثلاً به نظر شما استراتژی در کجای مثلث" اتفاق می افتد"؟
    4-    چگونه می شد به مدیریت و استراتژی به شکل متفاوتی فکر کرد اگر که بیشتر مردم به جای سلسله مراتب خط ها و جعبه ها، سازمان را به شکل یک خانه رسم می کردند؟"

    به راستی تصور مـا از سـازمـان حـاصل کدام باور مدیریتی است؟ در قـرنی که تخمین تولیـد اطلاعـات جدید درهر سـال، حدود چهـار اگزا بایت ( 1018× 4 )، معادل کل اطلاعات تولید شده ی چند هزار سال است، آیا هنوز می توان تنها با تکیه بر باورهای قدیمی، سازمان را به سوی موفقیت هدایت نمود؟  
    در قرن جاری عوامل غیر محیطی بسیاری در موفقیت یا عدم موفقیت سازمانها نقش دارند. لیکن بر این باوریم که تنها با اندکی تغییر در نگرش و باورهایمان خواهیم توانست انسان را به عنوان محور اصلی، به گونه ای توانمند ساخت که با  به کار گیری خودخواسته تمامی توانایی هایش سازمان را با  قدرت و سرعتی غیر قابل تصور به سمت موفقیت رهنمون سازد.
    تغییر، بخش غیر قابل انکار در چرخه حیات طبیعت است که مرز جغرافیایی ندارد و چون موج دریا به مسیر خود ادامه می دهد. آنان که در مقابلش بایستند  بی توجه به آنکه کیستند و چیستند ، یا غرق خواهند شد و یا در هم کوبیده می شوند. اما آنانکه به موقع بر آن سوار شوند به ساحل کمال هدایت میشوند. سوار شدن بر این موج کاریست آسان اما نه ساده، چرا که مهارت و ابزارهای خاص خود را طلب می نماید. در این راستا  به یاد داشته باشیم"آینده را نباید پیش بینی کرد بلکه باید ساخت".فقط سازمانهایی متشکل از  انسانهای خلاق و نوآور که پذیرای تحول باشند، موفق به ساخت3 ("سازمان"،" انسان"،" خلاقیت و نوآوری" و" تحول") آینده ی مطلوب خود خواهند شد. چرا که به قول گری همل " آینده در حال اختراع شدن است،با شما یا بدون شما"4.
    روزنامه دنیای اقتصاد و گروه فرآمد امید دارند تا با ارائه سلسله مقالاتی در راستای "ساخت"(سازمان، انسان، خلاقیت و نوآوری و تحول) سهمی هرچند اندک در ساختن آینده ی مطلوب شما داشته باشد.  
    1-    Alvin Toffler “The illiterate of the 21st century will not be the individual who cannot read and write, but the one who cannot learn, unlearn, and relearn.”
    2-    Recreating Strategy  written by Stephen Cumings ترجمه و تلخیص دکتر سهراب خلیلی شورینی صفحات 27و 28
    3-    لغت ساخت بوجود آمده از چهار حرف اول لغات  "سازمان"،" انسان"،" خلاقیت و نوآوری" و" تحول" است
    4-    Gary Hamel "The future's going to get invented with you or without you"

    در روزنامه بخوانید

    کامران فرنیان

    Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipisicing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua. Ut enim ad minim veniam.

    پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

    1 نظر

    نظر دادن

    از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.